تبليغاتX
روزهای بی پایان

قالب وبلاگ


روزهای بی پایان
روزهای بی پایان 
عشق، یعنی که، تکان خورده و سرپا بشویم

زورکی هم که شده در دل هم جا بشویم


دست در دست هم اصلا ندهیم و نرویم

مگر آن وقت که دیوانه و تنها بشویم


عینک تیره و تیپ و هیجان و بلوتوث

همه جا چشم به راه اس ام اس ها بشویم


عشق ، یعنی من و تو ، هیچ نگوییم به هم

زیر عینک، خرکی محو تماشا بشویم


تکیه بر هیچ نهادی ندهیم و خودمان

خودکفایی بنماییم و متکّا بشویم


گر که دیدیم که پولی به زمین افتاده ست

متفاهم ، متبسّم شده ، دولّا بشویم


عشق ، یعنی که فقط عاشق پیتزا نشویم

گاه بریانی و گاهی لازانیا بشویم


نتواند احدی تفرقه ایجاد کند

جمعمان را بزند برهم و منها بشویم


آنقَدَر کم شود این فاصله هامان که شود

جلوی تاکسی ِ شهری من و تو ، "ما " بشویم


عشق ، یعنی من وتو راز دل هم باشیم

نه که مشهور تر از وامق و عَذرا بشویم


من وتو ؟...نه !...تو و من ...ما ؟...تو و من ؟...نه !...من وتو

بختمان یار شود آدم و حوّا بشویم


چشش از میوه ی ممنوع ؟ - همین باد حلال !

با همین طنز دلی صاحب فتوا بشویم


عشق ، یعنی دل من با دل تو جور شود

"بشوم " با " بشوی " جمع شود ، تا " بشویم "


من وتو پنجره هستیم پر از گرد و غبار

شیشه را پاک نماییم که زیبا بشویم


- نه که آن پنجره باشیم به ماشین ِ طرف

وقت آشغال پرانی همه جا وا بشویم –


آنقَدَر صبر که شاید علفی سبز شود

پای هم پیر شویم و متوفّی بشویم
[ 90/02/27 ] [ 12:9 ] [ مصطفی ]

عشق از ديدگاه افراد مختلف:



1-عشق از ديد حاج آقا:استغفرالله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زدي؟

(جمله عاشقانه:خداوند همه جوانها را به راه راست هدايت کند)



2-عشق از ديد دختر حاج آقا:آه خداي من يعني مي شه بدون اينکه بابام

 بفهمه عاق بشم؟(جمله عاشقانه:ندارد)



3-عشق از ديد يه رياضي دان:عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول

(جمله عاشقانه:آه عزيزم به اندازه سطح زير منحني دوستت دارم)



4-عشق از ديد بقال سر کوچه:والا دوره ما عشق مشق نبود ننمون رفت

 خواستگاري و سکينه خانومو واسه ما گرفت(جمله عاشقانه:سکينه شام

 چي داريم؟)
عشق از ديد اصغر کاردي (در زندان):مرامتو عشقه عشقي(جمله

عاشقانه:چاقو خوردتيم لوتي)



5-عشق از ديد مديوم کلاس و کمي بي غم:آه عزيزم کاش الان پيشم بودي

 و بغلم مي کردي سرمو مي ذاشتم رو شونه هات....(جمله

عاشقانه:دوستت دارم عزيزم)



6-عشق از ديد مادر بزرگم:اين حرفارو نزن راستي اين دختر اقدس خانم

 خيلي دختر با کمالاتيه تازه تحصيل کرده هم هست...(جمله عاشقانه:بريم

 خواستگاري)


7-عشق از ديد...(الان خودتون مي فهميد کي):عزيزم تو که عاشقمي پس

 چرا هزينه عمل کردنمو نمي پردازي///واسه نهار بريم سورنتو سالي هم

 قرار با دوستش بياد دوست سالي واسش يه ماتيز گرفته تو حتي حاضر

نيستي واسه من که اينقدر دوستت دارم يه پرايد بخري(جمله

عاشقانه:عزيزم گوشي سوني مي خوام و... راستي دوستت دارم)


8-عشق از ديد کسي که بار اول عاشق مي شه:


عزيزم باور کن بدون تو حتي يه لحظه هم نمي تونم زندگي کنم تو واسم

 همه دنيا هستي(جمله عاشقانه:فدات شم عزيزم خيلي خيلي دوستت دارم)


9-عشق از ديد کسي که بار اولش نيست:عزيزم خيلي دوستت دارم. باور

 کن شبها به خاطر تو با پاي برهنه مي خوابم(جمله عاشقانه:آه عزيزم

ديرم شده بايد برم)



10-عشق از ديدي بعضي ها:آه خدا يعني ميشه بياد خواستگاريم؟....(جمله

 عاشقانه:يا شبدالعظيم هزار تومن نذرت مي کنم بياد خواستگاريم)


عشق از ديد اوباش و ارازل:عشق مشق سيخي چند برو بچه سوسول دلت

 خوشه خونه خالي نداري...(خمله عاشقانه:بو بوغ خانم بيا بالا خوش

ميگذره)


11-عشق ار ديد يه مهندس الکترونيک:عشق همان دوست داشتن است

 وقتي در


Av open Loop ضرب ميشه.البته در اين ناحيه انسان به صورت غير

 خطي عمل مي کنه(جمله عاشقانه:عزيزم تو منو در وسط منحني

مشخصه باياس کردي)



12-عشق از ديد بابام:آخه پسر عشق واست نون و آب ميشه؟...حالا بگو

 ببينم پدرش چه کاره هست؟ (جمله عاشقانه :برو با دختر حاج آقا ازدواج

 کن)



13-عشق از ديد احمدک:عشق تنها هدف آفرينش هستي است زيرا انسان

 تنها مودي است که عاشق مي شود.(جمله عاشقانه:....................)



14-عشق از ديدي مادر ها:وا مگه تو امسال کنکور نداري؟عشق واسه

بعد...مگه تو امسال فلان نداري؟عشق واسه بعد......مگه تو امسال بهمان

 نداري؟عشق واسه بعد......(جمله عاشقانه:جملات عاشقانه اي هنوز بيان

 نشده است)



15-عشق از ديدکسي که در عشق شکست خورده:عشق يعني کشک(جمله

 عاشقانه:برو کشکتو بساب)

[ 90/01/28 ] [ 12:19 ] [ مصطفی ]
تقدیم به او که فرسنگ ها دور است اما همیشه از خودم به من نزدیک تر

مینویسم ......دلتنگی ...... انتظار...... دوری..........

اما تا کی صبوری  تا کی از صمیم قلب عاشق باشی اما دور.......

کی فاصله ها تمام میشود تا دیگر دور از خیالات دستانت را بگیرم

دور از خیالات تو را در اغوش بگیرم و بغض دلتنگی و فاصله را روی شونه هایت بشکنم

دور از خیالات گونه های خیسم را با محبت دستانت خشک کنی

محبت دستانی که هنوز هم دور از من اما به من نزدیک است

 

 

 

چه غریبانه عاشقیم.................................

 

 

[ 90/01/28 ] [ 12:14 ] [ مصطفی ]
راستش دوستان امروز خیلی تنها بودم طبق معمول هر تنهایی فکر کردن هم داره که متاسفانه یه فکری به خاطرم رسید که منو به یاد یک خاطره بد بد انداخت و تنهاییم تنها تر شد

زندگی مال تو آوارگی مال من

دنیا مال تو عاشقی مال من

عشق مال تو در به دری مال من

خوشبختی مال تو بد بختی مال من

اصلا همه چیز مال تو

فقط تو مال من

[ 90/01/16 ] [ 9:52 ] [ مصطفی ]

گاهی اوقات

 

احتیاج به یه آدمی داری٬


یه دوستی٬


که وایسته رو به ‌روت


که توی چشمات نگات کنه


و محکم بزنه تو گوشت


که تو٬ صورتت خم شه و دستت رو بذاری روی گونه‌ت و دوباره نگاش

 کنی


ببینی که خشمگینه٬


ببینی که از دستت عصبانیه


توی اخم صورتش ببینی که دوستت داره


ببینی که دوستته.


که نگاش کنی٬ همون‌جوری که دستت روی صورتیه که اون بهش

 کشیده زده٬


که بهت بگه « تو چته؟ بسه٬ به خودت بیا .. تو چته .. »


که سرت فریاد بکشه ..


که تو یه هو بلرزی٬


که بری بغلش٬


که بغلت کنه٬


همون دستی که کوبید تو صورتت رو بذاره رو سرت٬ توی موهات

 

٬که سرت رو فشار بده توی گودی‌ شونش٬


که تو چشمات رو ببندی٬


روی شونه‌ش گریه کنی٬


بلرزی

٬
و با خودت فکر کنی که « تو واقعاً چته .. »

 

 

 
[ 89/07/19 ] [ 9:49 ] [ مصطفی ]

سلام کوچولوی من

می دانم...

شعرای معینو دوست داری...

واسه تو جمع کردمشان ...

دیگر چه می خواهی

من که عمرم را به پایت ریختم، زندگیها را به پایت ریختم

ای تو دیروز منو امروز من، من که فردا را به پایت ریختم

دیگر چه می خواهی دیگر چه می خواهی

من که با خوب و بد تو ساختم، آبرویم را به خاک انداختم

در سفر تا هفت شهر عشق تو، من که مرزی تا جنون نشناختم

دیگر چه می خواهی دیگر چه می خواهی

من که همچون بت پرستیدم تو را، هر کجا رفتم فقط دیدم تو را

با تمام گریه هام از دست تو، می شکستم بغض و خندیدم تو را

پس چرا آزردنم را دوست داری،حسرت و غم خوردنم را دوست داری

مثل من هرگز کسی عاشق نبوده، سوختن از عشق را لایق نبوده

از تو ام بر آتش و خاموشم از تو، تا نگویی در وفا صادق نبوده

هر چه می سوزم تو می گویی کم است، قصه ام ورد تمام عالم است

هر چه را می خواستی، از من به دست آورده ای

مرگ غرورم بس نبود، که قصد جانم کرده ای

من که دنیا را به پایت ریختم، زندگیها را به پایت ریختم

دیگر چه می خواهی دیگر چه می خواهی

 

 


ادامه مطلب
[ 89/06/03 ] [ 23:1 ] [ مصطفی ]

آدمک آخر دنیاست بخند    آدمک مرگ همینجاست بخند    دست خطی که تورا عاشق کرد    شوخی کاغذی ماست بخند    آدمک مست نشوی گریه کنی    کل دنیا سراب است بخند    آن خدایی که بزرگش خواندی    بخدا مثل تو تنهاست بخند


ادامه مطلب
[ 89/06/03 ] [ 22:4 ] [ مصطفی ]
خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت

[ 89/05/23 ] [ 22:30 ] [ مصطفی ]

بیاموز که به دیگران نگویی چه کاری باید انجام دهندیاندهند

 

 

وقتی تنها با امروز روبه روشویم می توانیم از پس آن برآییم

 

 

هیچ چیز غم بارترو بیهوده تراز یک زندگی بدون پیشرفت نیست

 

 

آنچه را با جدال بدست آوری برای حفظش گرفتار جدال میشوی

 

 

گاهی کنار کشیدن ونظاره کردن زندگی را بهتر می چرخاند

 

 

[ 89/04/29 ] [ 9:28 ] [ مصطفی ]

 

        

عشق بازی به همین آسانی است...

 

 

که گلی باچشمی

 

 

بلبلی باگوشی

 

 

رنگ زیبای خزان باروحی

 

 

نیش زنبور عسل بانوشی

 

 

کارهمواره باران با دشت

 

 

برف با قله کوه

 

 

رود باریشه بید

 

 

باد با شاخه و برگ

 

 

ابر عابر با ماه

 

 

چشمه ای با آهو,برکه ای با مهتاب

 

 

ونسیمی با زلف

 

 

دو کبوتر با هم

 

 

وشب وروز طبیعت با ما

 

 

عشقبازی به همین آسانی است...

 

 

شاعری با کلمات شیرین

 

 

دست آرام و نوازش بخش بر روی سری

 

 

پرسشی از اشکی

 

 

وچراغ شب یلدای کسی با شمعی

 

 

ودل آرام و تسلی

 

 

ومسیحای کسی یا جمعی

 

 

عشقبازی به همین آسانی است...

 

 

که دلی را بخری

 

 

بفروشی مهری

 

 

شادمانی را حراج کنی

 

 

رنج ها را تخفیف دهی

 

 

مهربانی را ارزانی عالم بکنی

 

 

وبپیچی همه را لای حریر احساس

 

 

گره عشق به آنها بزنی

 

 

مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند

 

 

عشقبازی به همین آسانی است...

 

 

هر که با پیش سلامی در اول صبح

 

 

هر که با پوزش و پیغامی با رهگذری

 

 

هر که با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی

 

 

نمک خنده بر چهره در لحظه کار

 

 

عرضه سالم کالای ارزان به همه

 

 

لقمه نان گوارایی از راه حلال

 

 

وخداحافظی شادی در آخر روز

 

 

ونگهداری یک خاطر خوش تا فردا

 

 

ورکوعی و سجودی با نیت شکر

 

 

عشقبازی به همین آسانی است...

[ 89/04/29 ] [ 9:27 ] [ مصطفی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نام: گمنام
شهرت: آواره
شغل: عاشق
نام پدر: پریشان
نام مادر: گریان
نام خواهر: نگران
نام برادر: انتظار
نام دوست: بی خیال
محله: دیار فراموش شدگان
درد: سکوت
غزل:آه
دبیرستان: عاشقان
جرم: به دنیا آمدن
محکوم: به زنده ماندن
پلاک: بی کران
نشانی: شهرصفا؛ میدان وفا؛ بزرگراه محبت؛ خیابان آشنایی؛ چهارراه سرگردانی؛ کوچه عشق؛
پلاک بیکران؛ منزل چشم انتظار
امکانات سایت

آی پی رایانه شما :

.